بهای هر چیز

خرید بک لینک

سالها بعد وقتی راحل نزد رودخانه بازگشت ، رودخانه به او با لبخند هولناک یک اسکلت خوشامد گفت ؛ با حفره هایی که روزگاری جای دندان ها بود و یا دست نیمه جانی که از روی تخت بیمارستان بلند شده بود .

دو اتفاق افتاده بود : رودخانه کوچک و حقیر شده بود و او رشد کرده بود .

در پایین رودخانه در مقابل آرای نمایندگان با نفوذ شالیکاران ، سد آب شوری ساخته شده بود . سد ریختن آب شور به آبراه هایی که به دریای عربی می ریختند را تنظیم میکرد . به این ترتیب حالا به جای سالی یک بار ، سالی دو بار محصول درو می کردند ؛ برنج بیشتر به بهای یک رودخانه .

خدای چیزهای کوچک ( آروندهاتی روی )

ترویج اندیشه ، نابرابری ، رسانه و قدرت...

ما را در سایت ترویج اندیشه ، نابرابری ، رسانه و قدرت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 228 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 14:02

صفحه بندی